عمر متوسط

تعریف شاید علمی: عمر متوسط یا امید به زندگی (Life Expectancy)، متوسط عمری است که با احتساب میانگین تعداد سال های عمر در زمانی معین، به هر یک از افراد یک نسل، از تولد تا پایان حیات تعلق می گیرد.
به زبون ساده، اگه الان امید به زندگی توی کشور ما 70 سال باشه، باید انتظار داشته باشیم که ما هم توی سن 70 سالگی، کم کم بار و بندیل ببندیم و تشریف ببریم اون وَر!
به این فکر می کردم که حالا چرا بهش می گن امید؟ اصلاً امید به زندگی، واسه هر شخصی متفاوت از بقیه است. مثلاً شاید من امیدوار باشم که 100 سال زندگی کنم! بلکم 200 سال! مگه چیه؟ حالا بگذریم! ولی واقعیت اینه که به طور کلی، امید به زندگی واسه همه ی ماها کم شده. نه؟
امروز به ذهنم رسید که بعد از مدت ها رکود توی وبلاگم، در باره ی عمر بنویسم. چون تولد کسی بود که به اعتقاد ما، عمرش حدود 1000 سال از همه ی ما بیشتره؛ و به ذهنم رسید که بعد از مدت ها، در باره ی امید بنویسم. چون تولد کسی بود که باید امید همه ی آدما باشه؛ چه اینجا، چه جاهای دیگه، چه واسه مسلمونا، چه واسه غیر مسلمونا، چه واسه معتقدها، چه واسه بی اعتقادها، ...
به علاوه، چند وقته که امیدهای خود من توی زندگی کم رنگ شده. چون هر چی سنم رفته بالاتر و هر چی بیشتر قاطی مردم و دنیا شدم، دیدم که به هیچ کس امیدی نیست؛ حتی به کسانی که خیلی ادعا می کنن! واقعیت اینه که هر کسی، فقط موقعی واسه دیگران کار می کنه که بدونه سود اون کار، به خودش هم می رسه!
باور ندارین؟ می خواین بگین که بعضی از آدما واسه خدا کار می کنن؟ واقعاً؟ اما انصافاً اگه همین خدا، به این آدما نمی گفت که در ازای کار خوبشون، بهشون پاداش می ده، یا در حالت بدبینانه تر، اگه بهشون نمی گفت که در ازای ظلمی که به دیگران می کنن، حالشونو می گیره، آیا هیچ کدومشون حاضر بودن از خودشون واسه دیگران مایه بذارن و به جای دنیای خودشون، دنیای دیگرانو آباد کنن؟
اگه بگین که بعضی از آدما فقط به خاطر «وجه الله» کار می کنن و هیچ انتظار دیگه ای از خدا ندارن، حرفتونو رد نمی کنما؛ ولی چند نفر هستن که اینجوری باشن؟ خود شما فقط یه نفرو که الان اینجوریه، به من معرفی کنین ببینم!
خلاصه اینکه تنها امید حقیقی، بر می گرده به خود خدا! تنها کسی که به خاطر خودش هیچ کاری رو انجام نمی ده، همین خداییه که خیلیا قبولش ندارن؛ و فقط اون عده ی کمی از آدما که هیچ وقت خودشونو مالک هیچی از این دنیا نمی دونن و معتقدن که هر چی هست، مال خداشونه و باید برگرده به همین خدا، می تونن حقیقتاً و بدون در نظر گرفتن منفعت شخصیشون، فقط واسه دیگران کار انجام بدن.
امروز تولد آخرین نفر از این آدماست! آخرین نفری که مونده تا امید زندگی همه ی آدما باشه؛ چه اینجا، چه جاهای دیگه، چه واسه مسلمونا، چه واسه غیر مسلمونا، چه واسه معتقدها، چه واسه بی اعتقادها، ...
به همه شون این روز رو تبریک می گم.
به خودش هم می گم که:
ببخش اگه مثل تو نشدم؛ ببخش اگه کوتاهی کردم؛ ببخش و دعاتو ازم نگیر؛ کی توی دنیا هست که بتونه مثل تو منو بفهمه و به فکرم باشه؟ دوستام می تونن؟ خانواده م می تونه؟ مادرم می تونه؟ پدرم می تونه؟ الان فقط تو موندی که مثل خودمی و می تونی مثل من فکر کنی و منو بفهمی و اون وقت واسه م پیش خدا دعا کنی. اصلاً دوست و خانواده و پدر و سرپرست من، خود تویی!

گر بگذری از کرده و ناکرده ی من
من سود کنم، تو را زیانی نبوَد

/ 9 نظر / 20 بازدید
امید

دعای شعبانیه که تموم شد دکتر واسه ختم جلسه شروع به دعاهای کلیشه ای کرد " خدایا مارا ببخش و بیامرز و خدایا ... " در انتهای دعا مثل بقه گفت:"برای سلامتی آقا صلوات "باز من ته دلم خندیدم و با خودم گفتم خوب شد واسه "سربلندی خدا" صلوات نفرستاد یا مثلا واسه "هدایت شیطان رانده شده" بعد یبار دیگه فهمیدم چقدر احمقم .این بابا میتونست هرکدوم ازون دعاهای احمقانه رو بکنه ولی سلامتی امام زمان و خواست تو لفظ احمقانه ولی تو معنا عاشقانه !‌ بعد به این فکر کردم که چرا من این عشق نفهمیدم .شاید اونجا هیچکس عاشق نبود کاری ندارم .ولی اولین بار فقط یه عاشق میتونه اینو گفته باشه چون به طرز عاشقانه ای احمقانست.

فروغ

سلام! مبارکه! من گفتم دیگه نیستید!

لیلی

شاید ذات آدم طلب ... طلب زیبایی طلب پول کمک ... شاید این یه تمرین باشه واسه اینکه طلب کنیم این بار طلب بخشش چون هیچ وقت اونی که باید نبودیم آدمهایی که خوبند فقط خوب عذر خواهی میکنند!!!!!!!! کار برای هر کس و هر چیز برای ذات اقدس اهی چون همه ما از وجود پاک او هستیم حتی اگه طلب کنیم طلب جواب خدا هم به رسم ما عادت کرده !

وکیل منتظر

سلام به شما... چکیده ی سر انگشتان عقلتان را که مطالعه کردم، پیش از همه، همان جمله ی کلیشه ای به ذهنم متبادر گشت: "مطلب زیبایی بود". اما در گفتن واقعیت هراس از تکرار جایز نیست... درباره ی امید که اشاره نمودید هیچ نمی گویم چرا که انسان امیدواری نیستم، اما نظرات افراطیتان من باب منفعت طلبی انسان ها را می پذیرم... مدت های مدید است که اینگونه می اندیشم، اما چندی ست دریافته ام... دریافته ام جایی از کار معیوب است... در نهایت حس غرور و خود صواب بینی خویش به این بن بست رسیده ام که این طرز تفکر جواب نمی دهد... . شاید اینگونه مغلق گویی موجب گردد متوجه نشوید چه می گویم! البته امید دارم بشوید! امید... زیاده گویی نمی کنم، حتم دارم روزی خود به این نتیجه خواهید رسید... پوزش می طلبم از اطاله ی کلام... حق یار و نگهدارتان...

کریما

تبارک الله. یک نکته رو خوب گفتی: خدا برای خودش کاری انجام نمیده بلکه همه اش برای ماست. این یک ظرافت فلسفی داره که فهم هدف خلقت رو آسون می کنه. اگه شما قبول داشته باشی که بی غرض کار کردن یک کماله خواهی فهمید که خدا هدفش از خلقت چی بوده! هدف؟ اصلاح بفرمایید...

لبخندایرانی

سلام برشما 3مطلب اول وبلاگ شما را خوانديم واقعا عالي بود واززآن استفاده كرديم قالب وكدهايي راهم كه استفاده كرديد مناسب با وبلاگتون است وبلاگ لبخند ايراني از 4نويسنده و2طراح تشكيل شده كه با گذشت 4 ماه از افتتاح اين وبلاگ توانسته است نظر جمع كسيري از مخاطبان را به خود جلب كند شما هم مي توانيد به وبلاگ ما سربزنيد واگر از وبلاگ ما خوشتان آمد مارا با گروه لبخندايراني لينك كنيد و سپس خبر دهيد تا به ما وجمع دوستانمان بپيونديد با لينك شدن وبلاگ شمادروبلاگمان ،وبلاگتان به بيش از 120نفر از دوستان لينك شده ي ما معرفي مي شود ودرآخر خاطر نشان مي شويم كه وبلاگ ما وبلاگي مذهبي نيست بلكه در حال حاضر با ويژه نامه ماه رمضان در خدمتتون هستيم گروه وبلاگ نويسي لبخند ايراني

عباس

سلام در مورد تربیت کودکان و فرزندان ناز شما مطلب می نویسم میتونید یکبار به من سربزنید سوالی بپرسید امیدوارم وقت شما را هدر نداده باشم موفق باشید.

زهرا

عالي بود سر بزن و نظر بده موفق باشي