رد خون

«پس بر پاک نهادان خاندان محمد و علی -که درود خداوند بر آنها و خاندانشان باد-، مویه کنندگان باید مویه کنند و برای آنان، گریه کنندگان باید زار بگریند و بر چون آنانی، اشک ها باید روان شود و ناله کنندگان، ناله کنند و زاری کنندگان، زاری نمایند و شیون کنندگان، شیون سر دهند، که کجاست «حسن» و کجاست «حسین»، کجایند «فرزندان حسین»، همان شایستگان، به دنبال یکدیگر و همان راستگویان، یکی پس از دیگری؟ ...»

(دعای ندبه)

این ایامو به همه تسلیت می گم. دعا می کنم که همه ی ما بتونیم توی کلاسی مثل «عاشورا»، از استادی مثل «حضرت أبی عبد الله -علیه السلام-»، خیلی چیزا یاد بگیریم.

شبای دهه ی اول محرم، یه جلسه ای می رفتم که استادش، مهم ترین درسای زندگی رو بهِم یاد آوری کرد. جای همه ی دوستان خالی بود. این جلسه، هر هفته، جمعه شبا به صورت عمومی، ادامه داره. اسم این سری از جلسات هم بود: «عاشورا و درس های عملی برای بهتر زیستن»
به نظرم رسید، سی نکته ی برگزیده ی حاصل این ده شبمو بذارم توی وبلاگم، بلکه به درد کسی بخوره.
اما نکات:

1- این چند چیز انسانو اسیر خودشون می کنن: 1- نفس، 2- مردم، 3- دنیا، 4- شیطان، 5- اعمال، 6- حالات
2- یه مثلث بکشیم؛ روی یه رأسش خودمونو بذاریم، روی یکیش امام حسین -علیه السلام- رو، روی یکیشم یزید رو؛ حالا کدوم ضلع مثلث کوتاه تره؟!
3- اگه می گیم: «هذا مِن فَضلِ رَبّی»، بقیه اش رو هم بگیم که: «لِیَبلُوَنی» (سوره «نمل» آیه 40)
4- به اون چیزی که بهش فکر می کنیم، خواهیم رسید (به صورت ناخودآگاه، تمام هستی شرایطشو فراهم می کنه). پس اگه فکر کنیم که شکست می خوریم یا فکر کنیم که پیروز می شیم، در هر دو صورت، درست فکر کردیم!
5- طرح سؤال درست => تفکر درست => رفتار درست: ائمه، توی حرفا و دعاهاشون به ما یاد می دن که چه درخواست ها و سؤالاتی داشته باشیم، پس جایگاه واقعی ائمه توی زندگی ما، در واقع، مدیریت تفکر ماست تا بتونیم رفتارمونو اصلاح کنیم.
6- «شما را فقط به یک چیز سفارش می کنم، اینکه به همراه یکدیگر و یا حتی به تنهایی در راه خداوند برخیزید، سپس تفکر کنید.» (سوره «سبأ» آیه 46)
7- نقادی و محاسبه ی نفس => خود شناسی
خود شناسی => احساس نیاز => خدا شناسی
خود شناسی => تکریم خود => تکریم دیگران
خود شناسی => یافتن انگیزه => خود سازی
خود شناسی => ظرفیت درونی + ظرافت بیرونی
خود شناسی => آغاز حرکت ها از خود و نداشتن انتظار از دیگران => سعادت
8- خودمونو با نگاه به اینا بشناسیم: 1- کارهامون، 2- نیت هامون، 3- کوتاهی هامون، 4- دستاوردهامون، 5- ضعف هامون
9- أفضل الأعمال انتظار الفرج => انتظار «حالت» نیست، بلکه «عمل» است. => به این سادگیام نیست!
10- «انتظار»ی که منو درگیر نکنه، بی خاصیته!
11- اگه امام زمان، یه ربع وقت ملاقات بهمون بده، چه طرحی داریم که چی بهش بگیم و ازش چی بخوایم؟
12- «نادانان و کم خردان شیعه، که بال یک پشه، از دینداری آن ها محکم تر است، ما را آزار می دهند.» (حضرت قائم -عجل الله تعالی فرجه-)
13- احساس مسئولیت => عشق: «همانا شما مسئولید، حتی در مقابل زمین ها و چارپایان.» («نهج البلاغه» خطبه 167)
14- «همانا درخواست های مردم از شما، از نعمت های خداست بر شما؛ از این نعمت ها ناراحت و بیزار نشوید.» (حضرت أبی عبد الله حسین ابن علی -علیه السلام-): چه اتفاقی واسه مون افتاده که به این راحتی به دیگران می گیم: «نه!»؟
15- فقط اون مدل «عشق» که توی کربلا اتفاق افتاد، عشق واقعیه. هر کدوم از عشق های ما که اون مدلی نباشه، عشق راستین نیست؛ آلوده به هوساییه که ما، با دروغا آرایششون کردیم.
16- اگه یه چراغ ماشین مدل بالامون، فابریک نباشه، چقدر رنج می بریم؟ حواسمون باشه که چراغ چه عشقایی دلمونو روشن می کنه!
17- سعی کنیم همیشه بهترین باشیم؛ مثلاً من دعا می کنم که همه ی کسانی که این یادداشتو می خونن، برن بهشت و اونجا نوکر من باشن!
18- «اگر احسان کنید، به خود احسان کرده اید.» (سوره «إسراء» آیه 7)
19- «مرا با ورع و کوشش و پاکدامنی و درستی یاری کنید.» («نهج البلاغه» خطبه 45)
20- خیلی از حیوانات، مثل ما کارای خوب انجام میدن! پس کارای خوب ما باید چه چیزی اضافه داشته باشه؟
21- شکل کاری که انجام می دیم، مهم نیست؛ باید باری رو که روی زمین مونده، برداریم.
22- یه قطره بنزین، در جای خودش می تونه یه موتورو به کار بندازه، اما هزاران لیتر از همون بنزین، اگه در جای خودش نباشه، به هیچ دردی نمی خوره و چه بسا موتورهایی رو به آتیش بکشه و از کار بندازه؛ پس فکر کنیم که الان وظیفه مون چیه.
23- «کسی که بهشت و جهنم را پیش روی خود می بیند، دست به کار می شود.» («نهج البلاغه» خطبه 16): ما در هر لحظه از زندگیمون، بهشت یا جهنم رو واسه خودمون رقم می زنیم. توجه کنیم که بهشت و جهنم، نقده، نه نسیه!
24- عبادت ≠ عبودیت؛ کسانی هم که با امام حسین -علیه السلام- جنگیدند، عابد بودند، اما عبد نبودند؛ امام حسین -علیه السلام-، عبادت حج رو رها کرد و به طرف عبودیت کربلا رفت.
25- در کربلا، تعداد کسانی که برای رضای خدا با امام حسین -علیه السلام- جنگیدند، خیلی بیشتر از کسانی بود که برای پاداش حکومت به جنگ رفتن.
26- «این مرگ، زیور گردن مردان حق است.» ( حضرت أبی عبد الله حسین ابن علی -علیه السلام- پیش از حرکت به سوی عراق): «آنچه که از دادن آن بخل ورزیدند، در روز قیامت به گردنشان آویخته خواهد شد.» (سوره «ءال عمران» آیه 180): توجه کنیم که، فقط اون چیزایی که بتونیم ازشون دل بکنیم، واسمون می مونن؛ بقیه ی داراییمونو باختیم!
27- «آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند آری، گواهی می دهیم که هستی.» (سوره «أعراف» آیه 172): اینو ما گفتیم! یادمونه؟ شهید، کسیه که هر روز این پیمانشو تازه می کنه؛ هر روز «بله» رو به خدا می گه. ما به کی «بله» رو می گیم؟ حواسمون باشه که با کی عقد می کنیم!
28- «حاسِبوا أَنفُسَکُم» => نباید اعمالمونو محاسبه کنیم، بلکه باید خودمونو محاسبه کنیم. «نفس» یعنی حالت عمل؛ یعنی نیتی که داریم.
29- «او، هر کجا باشید، با شماست.» (سوره «حدید» آیه 4) => اگه بتونیم خودمونو پیدا کنیم، خدا رو هم پیدا می کنیم. حالا آیا شماره تلفن خودمونو بلدیم؟ آیا هر وقت با خودمون تماس می گیریم، «No response to paging» نیستیم؟
30- «اشک، بنزین عشق است.» (شهید آوینی) => اشک ریختن بعد از شهدا، بد نیست. باید بعد از رفتن هر شهید، به حال هستی، به حال خودمون بدون اون، اشک بریزیم.

ـــــــــــــــــــــــــ

اما:
یه مسئله، این که، توی یادداشت قبلیم، بعضی از دوستان گفته بودن که بوی نا امیدی میاد! دو تا نکته اینجا هست که در جوابشون می گم: اول اینکه کاملاً اشتباه برداشت کردن که من مأیوسم. حقیقت مطلب اینه که بعضی افراد هستن که من، افتخار می کنم که پیششون اظهار عجز کنم و بگم که در مقابلشون «خیلی کوچیکم و همیشه کم میارم!» حتماً می دونین منظورم چیه.
دوم اینکه به انسانیت کسی که اصلاً مأیوس نمی شه، باید شک کرد. چون به نظر من، ریشه ی یأس، توی فطرت انسانه. مثلاً شما تا حالا هیچ گوسفندی (بابت این لفظ ببخشید!) رو دیدین که مأیوس شه؟
حتی پیامبرا هم گاهی، از مردم مأیوس می شدن (سوره یوسف، آیه 110).
پس خیلی عجیب نیست که آدمای بدی مثل من که اصلاً صبرشون اندازه ی پیامبرا نیست، بعضی وقتا از بعضی چیزا مأیوس بشن.
واسه ما دعا کنید؛ بهترین دعاهاتونو!

 

/ 10 نظر / 11 بازدید
آرزو

سلام دوست عزيز؛ خيلی متن جالب و اثرگذاری بود؛ خدا کنه سربلند تو اين دنيا زندگی کنيم و سربلند از اين دنيا بريم... موفق باشی

فروغ

سلام.متن قشنگي بود.من نميدونم بايد معذرت بخوام يا اينكه....اما من منظورم اين نبود كه يه انسان نبايد نا اميد بشه...چرا!شما حق داريد نا اميد بشيد.از همه هم بيشتر حق داريد.ميدونيد چرا؟..چون من احساس ميكنم شما مطالعه تون از بقيه كساني كه ميشناسم بيشتره....پس انتظار بيشتري شايد از خودتون يا از ديگران داشته باشيد.و نا اميدي هم در پي برآورده نشدن انتظارات مياد.من خودم هميشه تقريبا از آدمهاي اطراف خودم نا اميدم.اما سعي ميكنم اين نا اميدي زندگي منو تحت الشعاع خودش قرار نده....نمي دونم منظورم رو خوب رسوندم يا نه ..به هر حال!

پاسدار

سلام دوست عزیز قلم ساده و روانی داريد و بسيار راحت و زيبا نوشتيد موفق باشيد *** يا حق***

mohammad

بعزن خبب

پرنده ی رها

يا حق ... سلام ... عزاداری قبول ... هميشه صبور بايد بود ... يونس نبی صبر بسيار کرد ولی عاقبت نفرين کرد و در دهان ماهی افتاد ... بايد بيش از اين قرار داشت ... محتاج دعام ... يا علی مددی ... والسلام علی من اتبع الديه

mahdi

سلام... جالب بود ،‌ البته هم متن و هم کاظم وقتی کوچک بود ... موفق باشی و هميشه زنده بنور عشق.

پاسدار

دوست عزيز من از محرمت خوشم اومد خوش رنگه شايد سبز چون من حس می کنم همش در حال جونه زدنه می خواد پر بار باشه*** يا حق***

مریم

سلام.جالب بود البته راستشو بخواين من که وقت نکردم همشو بخونم اما در کل بد نبود فقط در موردno17 فکر نمی کنين يکم خودخواهانه برخورد کردين؟!ضمناْ در مورد نااميدی من هم با نظر فروغ موافقم و فکر میکنم اشتباه برداشت کردین... Have a good time & bye

محدثه

سلام.متنتون جالب بود.ولی بعضی قسمتهاش گنگ بود مثل مورد۲۲. ودر رابطه با ۱۷ فکر نمی کنين هک کم تند رفتين!

هانیه

سلام ... خيلی از خوندن اين نکات خوشم اومد ... می شه بگی که اسم سخنرانش چی بود و اين جلسه ای که می گی جمعه شبا برگزار می شه کجاست؟!