آفاق بارانی

هلا، روز و شب فانی چشم تو
دلم شد چراغانی چشم تو

به مهمان، شراب عطش می دهند
شگفت است مهمانی چشم تو

بنا را بر اصلِ خماری نهاد
ز روز ازل، بانی چشم تو

پر از مثنوی های رندانه است
شب شعر عرفانی چشم تو

تویی قطب روحانی جان من
منم سالکِ فانی چشم تو

دلم نیمه شب ها، قدم می زند
در آفاق بارانی چشم تو

شفا می دهد آشکارا به دل
اشاراتِ پنهانی چشم تو

هلا، توشه ی راه دریادلان
مفاهیم توفانی چشم تو

مرا جذب آیینِ آیینه کرد
کراماتِ نورانی چشم تو

از این پس مرید نگاه تو ام
به آیاتِ قرآنی چشم تو

سید حسن حسینی

/ 2 نظر / 25 بازدید
هانيه

چه قافيه‌ی قشنگی داره اين شعر...

ليلا

سلام خوندم حتما نظرم رو ميگم غرض ازاومدن پرسيدن حال شما حال شما؟ خوشحالم که خلاصه آپ کردید در هر کاری که درحال انجامش هستید بهترین باشید ُان شا الله