هنگامه

به بهانه ی غیبت مادرم فاطمه -سلام الله علیها-
نغمه های هنگامه ی تنهایی های من:

1

ای هوای دیدنت، سوز آه من
گوشه ی ابروی تو، قبله گاه من
کُشته ی این حسرتم، کز چه رو ای گل
چهره پنهان می کنی، از نگاه من

2

ای چشم من، گریان مباش
این گونه اشک افشان مباش
حیران و سرگردان مباش

در گردش گیتی
رسد روزی
به پایان، هر غمی

دست نگار ما
داغ دل را
گذارد مرهمی

3

هنگام شب آمد
دل در طلب آمد
جانم به لب آمد

که غم تو به سر نشود

وای از شب هجران
من سر به گریبان
چون شام غریبان

چه شبی که سحر نشود

4

عاقبت گیرد شبی، این سفر، پایان
اختر عمرم شود، از نظر، پنهان

5

گر در کویش برسی، برسان
این پیام مرا:

بی چراغ رویت، من ندارم دیگر
تاب این شب های سرد و خاموش

هرگز هرگز، باور نکنم
عهد و پیمان ما، شد فراموش

6

شبی که از تو، خبر گرفتم
به آسمان تو پَر گرفتم

7

درون سینه، آهی سرد دارم
رخی پژمرده، رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم، مستم، چه هستم
همی دانم دلی پُر درد دارم

8

بعد از این، دلبرا، ما را نشان کن
یک به یک، تیر غم، بر دل روان کن

9

جدا از رویت، ای ماه دل افروز
نَه روز از شُو شناسم، نَه شُو از روز
وصالت گر مرا گردد میسّر
بوَد هر روزِ مو، چون عید نوروز

10

شب و روز، آتش غم، کشد از دل زبانه
من و آه سحرگاه، من و اشک شبانه
چه شد آرام جانم، نمی گیرد سراغم
که از برق نگاهش، بر افروزد چراغم

بر گرفته از «هنگامه»
اشعار «بابا طاهر»، «فریدون مشیری» و «ساعد باقری»
با صدای «علیرضا افتخاری»

 

/ 3 نظر / 23 بازدید
Mahdi Karima

تسليت می گم کاظم الان متوجه شدم

الی غوغا

سلام . هر دو مصيبت رو بهت تسليت می گم کاظم جان ... اميدوارم صبور باشی ... نمی دونم چی بگم ... بر می گردم ...

محبوبه

سلام.تسلیت می گم اقای کاظم... خدا بهتون صبر بده