A Light In The Attic

خانه تاریک است، کرکره ها بسته
در اتاق زیر شیروانی، اما، چراغی روشن است.
سوسوی لرزانش را می بینم
و می فهمم یعنی چه.
آری، زیر شیروانی چراغی روشن است
از بیرون می توانم ببینمش
و خوب می دانم تو آنجا نشسته ای... و به بیرون نگاه می کنی.

/ 7 نظر / 8 بازدید
خوابالو

تو ميفهمي يعني چه! من لبخند ميزنم!و اميد وار چشم به اين در دوخته ام/تا تو بيايي! و قفل شكني..قفل يك غنچه بسته را!

نيما

سلام... ای ول زيبا بود...

edward

وبلاگ قشنگی داری به من هم سر بزن

هانيه

تو آن‌جا نشسته‌ای و به تاريکی خيره شده‌ای... آيا در دل تاريکی روشنايی می‌بينی؟!

Virus

ديگر ، گل خورشيد ، از سرخی به زردی ست . // غم ، در نگاه ِ آسمان ِ لاجوردی ست . *** با ياد چشمش مانده ام تنهای ِ تنها ، // تنها خدا داند که تنهايی چه دردی ست ! « فريدون مشيری »

احسان

کاظم جون ... فقط تايپش مونده ... گفتم خودش بنويسه !!! يا علی !!!

Mahdi Karima

اين که گفته کيه؟ مرموز! راستی ديشب زنگ زدم نبودی... ۰۹۳۲۹۴۳۲۰۸۶ اينم برای رفع بهونه