Being Alone‌‌

«وَ قُل لِعِبادی یَقولُ الَّتی هِیَ أَحسَنُ إِنَّ الشَّیطانَ یَنزَغُ بَینَهُم»
«و به بندگانم بگو که بهترین عبارات را بگویند، چرا که شیطان بین ایشان را دشمنی می افکند»

سوره إسراء آیه 53



فضا:
همه ی اعضای خانواده رفتن مسافرت؛ اما تو چون کلی کار داشتی و برنامه های ترم جدید دانشگاه هم توی همین چند روزه، با این که حدود یک ساله که مسافرت نرفتی، ترجیح می دی بمونی و خونه رو نگه داری تا صاحبش برگرده!
یه صبح قشنگ جمعه، می نشینی و شروع می کنی به نوشتن پیامدهای تنهایی:

1- فشار وسوسه ها:
این مورد، همین آیه ای هست که اول یادداشت آوردم. توضیحش اینه که، توی مجموعه های مردم، کار شیطان برای وسوسه کردن، سخت می شه؛ چون افراد توی یه مجموعه ی هماهنگ، هوای همدیگه رو بیشتر دارن و وسوسه های شیطان، ناموفق تره. واسه همین، شیطان از یه راه حل ساده، واسه به هم زدن جماعت ها استفاده می کنه؛ اونم اینه: دشمنی! این آیه (سوره ی إسراء آیه ی 53) هم همینو می گه و به انسانها پیشنهاد می کنه که برای پاتک زدن به شیطان، همیشه بهترین گفتار و رفتارو با همدیگه داشته باشن.

2- پخته شدن تفکرات:
تنهایی، ناخود آگاه وقت بیشتری واسه فکر کردن به آدم می ده. اینجوری می شه که می تونه بهتر فکر کنه؛ به همه چی. البته گاهی هم این فکرا، مشکل ساز می شه!

3- سکوت:
خلوت بودن اطراف آدم، باعث ایجاد یه سکوت آرامش بخش می شه، که شاید توی جوامع پُر درد سر امروزی، واسه تنوع، بد نباشه!

4- افزایش تجربیات خوب و بد:
وقتی کسی دور و بر آدم نباشه، مجبور می شه کارایی رو انجام بده که تا حالا انجام نمی داده؛ به دلایل مختلف؛ مثلاً اینکه تا حالا افراد دیگه براش انجام می دادن یا اینکه وجود دیگران باعث می شده که نتونه انجامشون بده. به همین دلیل، چیزای تازه ای دستگیرش می شه که قطعاً مفیدن.

5- کنار رفتن تنبلی:
دیگه این یکی معلومه! آدم مجبور می شه در نبود دیگران، مسئولیت های بیشتری رو قبول کنه و انجام بده.

6- استقلال:
اینم واضحه! تمرین خود اتکایی در نبود دیگران.

7- خراب شدن غذاهای توی یخچال:
وقتی آدم مجبور بشه چیزایی رو که تا حالا، افراد یه خانواده می خوردن، به تنهایی بخوره، خوب اینجوری می شه دیگه! آخه مگه یه نفر چقدر می تونه بخوره؟

8- مرتب شدن اوضاع ظاهری خونه (در مورد کسانی که کمتر توی خونه می مونن):
خوب معلومه دیگه؛ به سیاه و سفید خونه، دست نمی خوره. واسه همین مرتب می مونه.

9- به هم ریختن اوضاع ظاهری خونه (در مورد کسانی که بیشتر توی خونه ان):
چون در نبود دیگران، قید و بندها کمتره، آدم زحمت نمی کشه که هر چی رو که جا به جا می کنه، بعداً بذاره سر جای خودش.

10- بالا رفتن هزینه های شخصی:
دلایل این مسئله، متعدده؛ مثلاً بیشتر هله هوله خوردن، ولگردی، خرج شام رفقا(!)، داغون کردن وسایل خونه (مثل سوزوندن قابلمه و شکستن ظرف!) و... خیلی چیزای دیگه.

11- عقب موندن از کار و زندگی روزانه:
وقتی کسی نباشه که سر صبح آدمو بیدار کنه و از خونه بندازدش بیرون، وضعیت اینجوری می شه دیگه!

12- دید و بازدید از فامیل:
با این اوضاع، آدم بدش نمی آد که خونه ی این و اون تِلپ بشه! عجب چیز جالبیه این تنهایی ها! باعث می شه که آدم حتی به کسانی که سال به سال نمی بیندشون، سر بزنه!

13- ترس:
بالاخره وقتی کسی نباشه که کنار آدم باشه، بعضی وقتا، از یه چیزایی می ترسه دیگه!

14- صرفه جویی:
تنهایی باعث می شه که توی خیلی چیزا صرفه جویی بشه؛ مثل آب، برق، گاز، تلفن، صورت های مختلف انرژی از جمله انرژی شیمیایی ماهیچه های بدن؛ چون فعالیت آدم کمتر می شه!
تازه به همون نسبت، تولید ضایعات هم کم می شه. مثلاً سطل آشغالی که در حالت عادی، یه روزه پُر می شه، توی تنهایی، تا یه هفته جواب می ده!

15- آزادی(!!!):
این مورد رو می شه از چند جنبه بررسی کرد:
الف) لباس پوشیدن توی خونه: طبعاً وقتی آدم توی خونه تنها باشه، می تونه هر لباسی رو که دلش بخواد، اعم از زیر شلواری و رکابی، توی خونه بپوشه. حتی می تونه هیچی نپوشه!
ب) غذا خوردن: وقتی آدم تنهاست، می تونه هر چی دلش بخواد بخوره؛ مثلاً می تونه هر روز صبح شونصد تا تخم مرغ نیمرو کنه و بزنه به بدن! یا اینکه، می تونه واسه شام و ناهار، انواع مختلف غذاهای خونگی و حاضری عجیبو امتحان کنه!
ج) صدا و سیما: وقتی تنها باشی، می تونی هر چی دلت می خواد، توی خونه گوش بدی و هر فیلمی که میخوای، ببینی، تازه ولومش رو هم اینقدر زیاد کنی که همسایه ها هم بهره ور بشن!
د) نظم حاکم: وقتی آدم، خودش، هم حاکم باشه و هم مجری، می تونه هر جور نظم نوینی رو که به دلش خوشایند می آد، توی خونه اجرا کنه. دیگه خانوم خونه ای در کار نیست که بخوای به سازش برقصی!
ه) زمان ورود و خروج: وقتی کسی دور و برت نباشه، دیگه لازم نیست کله ی سحر، از خونه بزنی بیرون و سر وقت هم برگردی خونه و خودتو به ستاد، معرفی کنی! می تونی هر وقت احساس نیاز کردی، بزنی بیرون؛ تازه اگه تا بوق سگ هم نیومدی خونه، کسی نیست بازخواستت کنه!
و) مکالمات: وقتی تنها باشی: می تونی هر وقت که دلت بخواد، با هر کی که حال می کنی، انواع محاوره رو، اعم از تلفنی و رادیویی و اینترنتی و ماهواره ای، داشته باشی!
ز) مراودات: تنهایی، باعث می شه که دست آدم توی مراودات اجتماعی، بازتر بشه. چون دیگه کسی گیر نمی ده که با کی رفت و آمد کنه و با کی نه. تازه، موضوع اختلاف جنسیتی هم (با این که قبلاً هم خیلی پُر رنگ نبوده!) کمرنگ تر می شه!
ح) نشست ها: توی تنهایی، می شه بدون نگرانی از بو بردن دیگران، توی نشست های مختلف اجتماعی، مثل گفتمان ها، علافی ها، پارتی ها، نشست های دانشجویی و ... شرکت کرد! تازه، حتی آدم می تونه این قبیل نشست ها رو توی خونه ی خودش برگزار کنه!
ط) استعمال مواد ممنوعه: تنهایی، آدمو به طور عجیبی به طرف استعمال مخدرات، مسکرات و همچنین توهم زاهای جدید هُل می ده! دلیلشم که توی نکته ی شماره ی یک گفتم! دیگه، بعضی وقتا آدم، از راه به در می شه دیگه!


خوب، فعلاً همین! دیگه این مُخه، پاسخگو نیست؛ شده مثل مسئولان!
ولی حالشو بردین از این همه آزادی و حرف از آزادی! دیگه نگین آزادی نیست!
راستی، یه پیامد اساسی تنهایی رو یادم رفت؛ این که، وقتی تنهایی روی آدم فشار بیاره، به خیلی کارا وادارش می کنه! مثلاً به طور کاملاً ناخود آگاه، -زبونم لال- فکر ازدواجو تو کله ی آدم می اندازه!!! گاهی هم مجبورش می کنه که توی یه صبح قشنگ جمعه، بنشینه و افکار مغشوش خودشو بریزه روی کاغذ، یا توی وبلاگ!

حالا واقعاً نظرتون چیه؟

/ 5 نظر / 24 بازدید
Shojaa Deen

سلام... لطفا سری به من بزن... يک ويلاگ شديدا مسيحی.... ممنون

نيما

سلام. آيه اولت خيلی قشنگ بود.. انتخاب عاليی بود.. پيامدهايی که برای تنهايی گفتی هم جالب بود قبول دارم.... شاد باشی

Mahdi Karima

طه می گفت يه جوری شدی... ديگه اينطور نميشه بايد حتماب بيام يه سر از نزديک ببينمت...

محبوبه

سلام . خوبيد؟... الته که باايد خوب باشيد چون از حرف هاتون معلومه که خوش می گذره. خوش باشيد. راستی من به روزم شد يه سر بزن

F.A.N

به نظرت آزادی برای خانم ها هم معنی ای داره؟